وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

خرید برای مدرسه ؟

مدرسه ها اومده و این شتریه که در خونه هر محصلی چه نوبابه مهد کودکی و چه استاد و رئیس دانشگاه و هرکسی که با این مشاغل مرتبط باشه می‌خوابه!  منم رفتم دوتا دفتر و یه دفترچه و پاک کن و تراش و یه خودکار خریدم و اومدم اما گذاشتمشون و قسم خوردم تا شب ۱ مهر وا نکنم😂😭 پ.ن سال ۱۴۰۱ با سال ضد حال هیچ فرقی نداره.. ۱۴ فروردین مدارس حضوری شد ، شنبه بود ، ماه رمضان بود ، تعطیلیم نکردن😭😂😂 الانم ۱ مهر جمعه است یعنی شنبه مدارس وا میشه 😭😭 😂😂😂
21 شهريور 1401

خواب...

چرا؟ چه بود و چگونه رفت.. هرگز نفهمیدیم که چه شد؟ چرا او مارا ترک کرد ؟ کسی نفهمید چرا پرنده آبی از قفس مر کشید؟ جولیت در را باز کرد یا خود قفس تحمل محبوس کردن پرتده ای چنین خوش آوازی را نداشت؟ حال چه کنیم.. خیال می پنداشتم رزمرتا با دیدن آن پرنده حالی تازه می‌کند و از چنگ تخت خواب بی روح خود را رها میکند.. اما اینها همان افکار مایوس کننده ای بود که برای امید دادن در سر می پروراندم آنقدر که وقتی به آنها فکر میکنم همانند کودکی که میفهمد ، فرشته ای برای آوردن عروسک ها در کار نیست  و تمام مدت در خیال خام خویش غرق بوده.. همانقدر مایوس  همانقدر افسوس خورده  و همانقدر دلگیر میشوم... ...
20 شهريور 1401

چطور انسان باشیم؟

چطور انسان باشیم؟ 1. روی رفتارهای منفی کار کنید آیا رفتاری دارید که آن را دوست نداشته باشید؟ زمانی که آگاهی بیشتری از خودتان پیدا کنید، یعنی اولین مرحله برای یادگیری رفتارهای مثبت و بهتر شدن در زندگی را آموخته اید. آیا تا به حال آرزو داشتید که به یک فرد متفاوتی در زندگی تبدیل می شدید؟ هیچ کس انسان عالی و کاملی نیست. پس باید یاد بگیرید که خودتان را بشناسید، جنبه های منفی را شناسایی کنید و یاد بگیرید که آن ها را به یک رفتار مثبت تبدیل کنید. 2. ایده آل خود را شناسایی کنید فقط تصور کنید که تصویر ایده آل از خودتان در ذهنتان چیست. سپس تمامی ویژگی هایی که در ذهنتان است را روی کاغذ بنویسید و شروع کنید آن را در خودتان اجرا کنی...
19 شهريور 1401

حسی که به امام حسین دارم...

امام حسین از بچگی برام یه اسم نامفهوم بود اما حتی وقتی اسمشو به زبون میاوردم حالم عجیب میشد  بزرگتر که شدم و با معنا و مفهوم کربلا آشنا شدم... همیشه دلم میخواست کاری کنم که در رکاب آقامون باشم اما یه حس عجیب میگه  چی میشد همینو کنار ضریح بگم...
18 شهريور 1401

لالایی

از بچگی عاشق جاده و مسیرش بودم.... صدای ماشین برایم همچون لالایی بود ... در خیالم داستانی بود که هرشب و هرروز مرور میشد  جاده گیسوان دختری بود که کوه عاشق آن شده بود.. اما کوه عاشقی سرسخت مثل زمین داشت که نمیخواست معشوقش سهم کس دیگری شود .. پس اورا محکوم کرده بود تا روزی که از جنس زمین شود بر سینه اش بماند و بماند کوه از این دوری خسته بود دختر گیسو کمند قصه ها برای عاشقش گیسوانش را فدا کرد.. انداخت به زیر پای رهگذارن تا از آن عبور کنند و از او برای مجنونش بگویند... تمام کودکیم در میان این خیال پردازی گرفت .. ای وای کوه برفی شده.. امشب عروسی زمین و کوه است.. نقل می ریزند.. موهای دخترک خیس و کثی...
16 شهريور 1401

هوای یار کردم!

دل از همه بریدم سر زیر پر کشیدم از آینه هم گذشتم اما به خود رسیدم وقتی که دیدم ای داد موندن خودش عذابه هرچی میپرسم از عشق یه حرف بیجوابه هوای یار کردم، ترک دیار کردم هوای یار کردم، ترک دیار کردم هوای دل سپردن، هوای پروازم شد مردن من در قفس لحظهی آوازم شد من از دیار خواهش رخت سفر کشیدم تا اوج بینیازی بیبال و پر پریدم یه لحظه شد هزار سال، تاعشقمو شناختم واسه یه لحظه بردن هستیمو یک جا باختم وقتی که دیدم ای داد، موندن خودش عذابه هرچی میپرسم از عشق، یه حرف بیجوابه هوای یار کردم، ترک دیار کردم هوای یار کردم، ترک دیار کردم خواب سفر همیشه خواب شبای من بود نیاز من رسیدن از خود رها شد...
14 شهريور 1401